محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
128
خلد برين ( فارسى )
صوب صواب عراق مرحله پيماى شد و از معبر قزل اوزن عبور نموده مراحل و منازل مىپيمود تا در آلمه قولاغى همدان به سعادت و اقبال نزول اجلال فرمود . سلطان مراد نامراد نيز با لشكرى از قطرات امطار و اوراق اشجار بيشتر متوجه معركهء نبرد گرديده در برابر معسكر ظفر اثر فرود آمد . آن شب هر دو لشكر به پاسدارى و تهيهء اسباب ميداندارى قيام نموده صباح روز ديگر كه رايت شعاع پيكر مهر انور به دودانگهء ميدان چرخ اخضر رسيد و سپاه ثوابت و سيار به ضرب تيغ شعاع خورشيد منهزم و آوارهء ديار مغرب گرديد خاقان بحر و بر ، مغفر جهانستانى بر سر و جوشن اقليمگشائى در بر ، برابرش صرصر تك آهو خرام سوار ، تعبيهء لشكر ظفر شعار و تسويهء سپاه فيروزى آثار اختيار فرموده خلفا بيك و منصور بيك قبچاقى را چرخچى نمود و شير بيشهء گير و دار پيرى بيك قاجار را با هزار و پانصد سوار از جملهء دوازده هزار سوار جرار نيزهگذار كه در آن روز در ظل رايت ظفر شعار شهريار كامكار قرار داشتند طرح گذاشته ابدال بيك دده و حسين بيك لله و محمد بيك استاجلو و بيرام - بيك قرامانلو و عبدى بيك شاملو و يكان بيك تكلو و ساروعلى مهردار و ساير امراى نامدار سركرده و سردار بر انغار و جرانغار سپاه نصرت مدار فرمود . و چون قلب ، مقام ورود اشعهء لمعان گوهر مقصود مىباشد خود به نفس همايون در قلب لشكر فيروزى اثر مقام آرام اختيار نمود . از طرف ديگر سلطان مراد بىجگر نيز به تعبيهء سپاه و لشكر پرداخته قلب و جناح سپاه كينهخواه را به جرأت مردن كار و جلادت شيران بيشهء گير و دار استحكام داد و خود در قلب قرار گرفته از رعب و هراس بىقياس كه از لشكر ظفر اساس در خاطر داشت [ 27 ] پيشخانه را به قوشخانه فرستاد و اسلمس بيك را چرخچى و على بيك تركمان را سركردهء برانغار و مراد بيك را سردار جرانغار گردانيد . و چون از بأس و سطوت شهريار جم اقتدار ، عنان اختيار و سر رشتهء كار و بار خود را از دست داده بود به جد و سعى تمام در پيش سپاه